جلال الدين الرومي

301

فيه ما فيه ( فارسى )

صغير ، ج 1 ، ص 82 ، و نيز در نوادر الاصول ، ص 85 و احياء العلوم ، ج 3 ، ص 269 توان ديد . ( 117 ) س آخر ، « استفت قلبك و ان افتاك المفتون » حديث نبوى است كه بدين صورت در كتاب لمع از ابو نصر سرّاج ( ص 16 و 45 ) و نيز در حلية الاوليا تأليف حافظ ابى نعيم ، چاپ مصر ، ج 6 ، ص 255 ، و با مختصر تفاوت در جامع صغير ، ج 1 ، ص 39 ، و در كنوز الحقائق ص 12 ، به نظر مىرسد و مولانا آن را در مثنوى ، ص 560 ، س 5 ، عنوان كرده و فرموده است : گفته است استفت قلبك آن رسول * گرچه مفتى برون گويد فضول ( 118 ) ص 64 ، س 10 ، « ارنى الاشياء الخ » توضيح آن در ص 269 ، گذشت . ( 119 ) س 19 ، « آنك مىگويند زاغى الخ » عكس آن در مثنوى فرمايد : دانش پيشه از اين عقل ار بدى * پيشه‌يى بىاوستا حاصل شدى كندن گورى كه كمتر پيشه بود * كى ز فكر و حيله و انديشه بود گر بُدى اين فهم مر قابيل را * كى نهادى بر سر او هابيل را كه كجا غائب كنم اين كشته را * اين به خون و خاك در آغشته را ديد زاغى زاغ مرده در دهان * برگرفته در هوا گشته پران از هوا زير آمد و شد او به فن * از پى تعليم او را گور كن ص 358 س 11 به بعد ) ( 120 ) ص 67 ، س 10 ، لس‌خورده : در نسخه ( ح ) به‌طور واضح بالاى لام ضمّه گذارده و مؤيّد آن عبارت افلاكيست « حضورى كه اگر جبرئيل بيايد لوس خورد » و معنى آن مرادفست با ( لت‌خورده ) يعنى ضربت ديده و كتك خورده ولى وجه تركيب آن تاكنون معلوم نگرديد و اين تعبير را در فرهنگ‌ها نياورده‌اند . ( 121 ) س آخر ، « الاسلام بدأ الخ » اين حديث در صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 90 ، بدين‌طريق مىآيد : بدأ الاسلام غريبا و سيعود كما بدأ غريبا فطوبى للغرباء و در جامع صغير ، ج 1 ، ص 77 و همچنين در كنوز الحقائق ، ص 28 با اندك اختلافى در لفظ ولى نزديك‌تر به سياق حديق در فيه ما فيه نقل شده و مولانا هم در مثنوى آن را چنين به نظم آورده و بيان كرده است :